تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - جمع دوستانه و کت شلوار





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

دیشب با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم تا شب بریم بیرون.
اینها همه شون دوستای من بودند که به واسطه ی من همسری هم باهاشون آشنا شده . البته البته یکی از پسرها رو همسری قبلا توی خوابگاهشون دیده بود اما دوستی خیلی جدی ای تا قبل از من باهاش نداشت.
 
رفتیم پارک قیطریه. یه دوری اونجا زدیم و گفتیم خندیدیم . یه سینما 6 بعدی!توی پارک بود که بعد از کلی اصرار من و همسری به یکی دوتا از بچه ها که حاضر نمیشدند بیان و امتحان کنند ، همه با هم رفتیم سینما! به مسئولش هم کلی سفارش کردیم که یه فیلم خوبش رو بزاره.
فیلمی رو که گذاشت یادمه قبلا با همسری تو یه سینما چندبعدی دیگه دیده بودیم اما خوب صحنه هاش که یاد آدم نمیمونه بعد اونم حداقل دوماه! باز هم کلی مزه داد و جیغ و داد کردیم واومدیم بیرون. اونهایی هم که بار اولشون بود ، راضی از سینما اومدند بیرون خوشبختانه.

دوباره توی پارک قدم میزدیم که رسیدیم به زمین بازی کودکان!
ما هم که همگی کودک درونمون به شدت ورجه وورجه میکرد ! یه مدل سرسره پیچ پیچکی داشت که خداییش هم کیفیتش خوب بود و لیز بود و توی یه پیچ هم خوب تند میشد.
اول یکی یکی امتحان کردیم و بعد هم همه پشت هم قطاری ( با حفظ ترتیب اسلامی!
) نشستیم و با هم دیگه چندباری لیز خوردیم ..نصفه شبی جیغ و دادی راه انداخته بودیم ها! گفتیم الانه که نگهبانی، گشتی چیزی سر برسه. البته من که خیالم راحت بود من وهمسری خلاص میشیم! بقیه باید یه فکری به حال خودشون میکردند ! من گفتم اگه کسی اومد دخترا دوست منن ، پسرا هم دوست همسری! دیگه مگه مشکلی وجود داشت؟‍

برای شام هم رفتیم یه پیتزایی تو پاسداران که قبلا من یه بار با بچه ها رفته بودم اما همسری نیومده بود. فکر کنم قبلا ازش توی پستهام تعریف کرده بودم. پیتزاهای خیلی خوشمزه ای داره. مزه ی ادویه جاتش روی پیتزا طعم خاصی بهشون میده. البته جاش یه جوریه که اگه ماشین نداشته باشین یکم سخته رفتنش.
 
بعد از پیتزا خوری دوتا از دختر پسرها خداحافظی کردند اما من و همسری و یه دوستِ دختر و یه دوستِ پسر دیگه هوس کردیم بریم قلیون کشی! دیر هم نبود تازه حدود ده اینا بود .
اول رفتیم سمت فرحزاد.

کلا دیشب چیز عجیبی که احساس میشد خلوتی خیابون ها بود . وقتی هم که به فرحزاد رسیدیم باز حس کردیم خلوته و وقتی از چندتا از جاها پرسیدیم دیدیم که اون ساعت دیگه قلیون نمیدن! که خیلی تعجب برانگیز بود. اون ساعت تازه برای همچین جایی باید سرشب حساب بشه. فهمیدیم که این خلوتی بی ارتباط با جریانات س.یاسی چند روز دیگه نیست. زودتر تموم بشه که باز زندگی مردم برگرده سرجاش!

دیگه قسمت نشد بیشتر با بچه ها باشیم و بشینیم و حرف بزنیم. همسری من رو رسوند خونه و بچه هارو هم تا مسیرهای خونه هاشون رسوند.

پ.ن1: امروز یه کار مثبت دیگه هم انجام شد ! رفتیم و سفارش کت و شلوار همسری رو دادیم.

راستش من همیشه حس میکردم که کت شلوار همسری برای عروسی باید سفید رنگ باشه. یعنی رنگ روشن... حس میکردم به شدت بهش میاد. چون رنگ خودش سبزه است و رنگ های روشن خیلی به پوستش میشینه. از قبل از عقد حتی! من کت شلوار سرچ میکردم.دل خوشم دیگه! یه بار تو یه سایت عکس یه کت شلوار صدفی رو دیدم که فهمیدم بله! این خودشه! همسری باید این رو بپوشه. 

البته سایتش مال کت شلوارهای مارکدار بود که وقتی قیمت کردم گفتن که این مدل ها نهصد تومنی حداقل آب میخوره! منم گفتم بیخیال بااابااا! میدم بعدا یه جا میدوزنش و کمتر در میاد.

برای عقد میخواستیم کت شلوار طوسی رنگ بگیریم که خدالطف کرد و یه مغازه ای پیدا کردیم که هم کت شلوارهاش خیلی به تن همسری میشینه (چون همسری جثه ی کوچکی دارند و سایزهای ترکیه ای و کوچک تر بهش میخوره که خیلی جاها پیدا نکردیم) و هم صاحب مغازه فوق العاده آدم خوبی هست. خود کت شلوارهاش که همین جوری در مقایسه با جاهای دیگه حتی بدون تخفیف هم قیمتش خوبه ، تازه فکر کنین به ما 50 تومن دیگه هم تخفیف داد چون جشن نامزدیمون بود! یعنی من عمرا فکر نمیکردم اون کت وشلوار رو با چنان قیمتی بتونیم بگیریم!! مادرشوهرم که میگفت قیمتش رو لو ندین! بزارین همه فکر کنن خدادتومنیه
!
امروز هم رفتیم همونجا و آقاهه مارو یادش بود. عکس کت وشلوار رو نشونش دادم و آقاهه هم گفت که هیچ مشکلی نداره و میده خیلی عالی بدوزنش . باز هم حداکثر قیمتش رو رقمی به ما گفت که دردلمان بسی خوشنود شدیم!
تازه میگفت کمتر هم سعی میکنم براتون در بیارم چون میدونم این کت و شلوار رو باید عروس خانم هزینه اش رو بده و مطمئنم کلی خرج جهیزیه هم داره!
مثل یه پدر مهربون حرف میزد


گفت پارچه اش رو خودش میخره و هفته ی دیگه ما بیایم اکی کنیم پارچه رو و تا آخر فروردین هم لباس رو تحویل میده.
اگه بتونه عین چیزی که بهش نشون دادم رو در بیاره خیلی عالی میشه. البته خیلی ها میگن یه کت شلواری باید خرید که بشه جاهای دیگه هم پوشید اما این کت شلوار همسری فکر کنم فقط یه بار مصرفه! چون زیادی دامادیه فدای سرش. اگه قشنگ بشه خیلی خوب میشه (عکسش در ادامه مطلب)

پ.ن2: کلی ذوقیدم که خوشتون اومد از سرویسم. دعا کنین همه چی تا عروسی خوب پیش بره.




نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1390 ساعت 02:00 ق.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه

نمایش نظرات 1 تا 30