تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

خوب بعد از چند روز یه سلام لازم هست که بگم ! سلام ....
اول ببخشید که اینقدر دیر شد.

راستش رو بگم وقتی از سفر اومدم براتون مفصل نوشتم اما نمیدونم چرا اون شب انگار فرستاده نشده .
متاسفانه روز بعدش هم جنگ جهانی سوم با همسری شروع شد و چند روز با همسری زده بودیم به تیپ و تاپ هم و دیگه حوصله ی نه تعریف کردن از خوش گذرونی های اون سفر رو داشتم و نه حوصله ی تعریف از بدبختی های اون چند روزه ! حتی باور کنین حوصله ی باز کردن لپ تاپم رو هم نداشتم.

میدونین بدبختی سر چیه ؟ بدبختی سر اینه که دقیقا سر اون مسایلی دعوامون میشه که مامان بابا قبل ازدواج هشدار داده بودند ! بنازم تجربه رو... ولی خوب ... من نه اینکه قبل ازدواج اون مسایل رو نمیدیدم اما اون مسایل رو گذاشته بودم پای اینکه بالاخره هر کسی یه نکاتی داره که با من نمیخونه دیگه ! خوبیش اینه که سر دعوا هم با اینکه گاهی تو دلم یه بد و بیراه های ریزی نثار همسری میکنم اما خداییش دوستش دارم و هیچ وقت فکر نکردم که اگه بر میگشتم به عقب اون رو انتخاب نمیکردم . ولی خوب دروغ چرا .. تو این دعواها گاهی فکر کردم که این هندونه ی در بسته ی ازدواج گاهی آدم رو به جایی میرسونه که با خودت بگی شاید دیگه ادامه اش درست نباشه . آخه نسل ما بد شده . سوختن و ساختن رو مال قدیمی ها میدونه . البته هیچ وقت نه حرف و نه فکر این مسایل به این آسونی نیست. قبل از ازدواج با خودم میگفتم هر وقت تو زندگی دیدم دارم اذیت میشم بیخیال میشم و جدا میشم! piece of a cake !! خداییش هم فکر کنم اگه با همسری فقط دوست بودم تاحالا چند دفعه ای از هم جدا شده بودیم. اما بعد از خطبه ی عقده که دیگه میفهمیم اون فکرا همه بچه بازی بوده . عقد که کردی سر خیلی از مسایل میسوزی و میسازی و جیکت هم در نمیاد. شاید مصداق همون حرفه که خدا درد رو که میده صبرشم میده. ( درد در اینجا کاملا مترادف با "شوهر" است
) ..... ولی خوب ..اینبارم مثل خیلی از دفعه های بعدی! به خیر گذشت
یه سه روزی هست که صلح ایجاد شده و راستش نشد این چند روز هم بیام .

بیخیال.. بزارین برم سر جاهای خوبش و از همین روزا بگم براتون.

بهترین قسمت این چند وقته این بود که بالاخره سرویس طلا رو خریدم و هورا شدم !
یه پست دارم از سفرم ( همون که سند نشد ) که عکس سرویس هم توشه و براتون میزارم . البته به دلایلی رمزی هست .

امروز هم با همسری و مامان رفتیم میلاد نور تا ساعت بخریم . یه ساعت برای من و یه ساعت هم برای همسری. البته هر دوش از طرف خانواده من . فکر کنم از طرف بابام به عروس و دوماد! ( والا هنوز تقسیم بندی اینکه کی قراره چی رو بده رو نمیدونیم!) راستش اول من برام شکل ساعت بیشتر مهم بود . میخواستم یه ساعت سفید بخرم که با لباس عروس بپوشم. اما در همان سفر به شهر همسری یه ساعت سفید fake خریدم که خیلی دوستش دارم برای همین گفتم دیگه سفید نخرم ( هوسش کشته شد !!
) . امروز هم توی میلاد که میگشتیم ساعت زیاد دیدیم اما خوب به دلم نمینشست. یه جورایی فکر کنم دیگه جدا از قیافه دلم میخواست حالا که داریم پول میدیم یه ساعت مارکدار خوب بخریم.

یه ساعت فروشی هست تو میلاد که فکر کنم یه پرونده باید برای خونواده ما باید تو مغازه اش باز کنه! چون تا حالا که سه تا داداشام ساعت هاشون رو از اونجا خریدن. و براتون بگم که قسمت من و همسری هم امشب همونجا باز شد !

همسری یه ساعت پشت ویترین پسندید و رفتیم داخل . اما روی دستش که امتحان کرد خوشمون نیومد وخود فروشنده یه ساعت دیگه پیشنهاد داد که پسندیده شد . مارکش هم Certina. اون رو که گرفتیم من هم چند تایی رو امتحان کردم و خوشم نیومد. خود فروشنده باز یه ساعت برام آورد که یهویی دیدم بله! دوستش داریم. روی دست واقعا قشنگ بود . هم یه جورایی رسمی بود هم اسپورت . مارکش Tissot هست. راستش من هیچ وقت فکر نمیکردم از مارک تیسوت چیزی بپسندم برای خودم، چون همیشه حس میکردم مدل هاش یه جورایی خیلی کلاسیک و قدیمی و تکراریه، اما این یکی مدل جدید بود و پسندیده شد.
همین قدر بگم که یه قرون هم تخفیف بهمون نداد ! البته این مغازه رو ما خیلی روش مطمئنیم .توی خود سایت تیسوت هم این مغازه یکی از چندتا نمایندگی های رسمیشه که توی ایران معرفی کرده.

ساعت من اینه (صفحه رو که باز کردین میشه سومی از سمت چپ. بند طلاییه).
ساعت همسری هم اینه ( باز هم صفحه رو که باز کردین از 15 تا ساعت ،شماره ی 5 رو ببینین) .

نمیگم اینا خوشگل ترین ساعت های بازاره ! اما خوب ... مطمئنا ساعت های قشنگی هستند و شیک. من اول دوست داشتم یه ساعت نگین مگینی و زرق و برق دار بخرم. اما راستش آدم وقتی یه ساعت اسم و رسم دار میخره ، یا در کل هر وقت آدم یه چیزی بخره که مطمئن باشه همه چیش سرش به تنش میارزه، یه حس لذتی داره که با صد تا نگین قابل مقایسه نیست . راستش این چیزا اینقدر گرون هست ( و گرون تر هم میشه !) که مگه چند بار آدم در طول عمرش میتونه ازین خرید ها بکنه . اینقدر هم چیزهای fake و قشنگ تو بازار ریخته که ترجیح دادم یه چیز اصل و درست و حسابی داشته باشم . بعدا ازین خرت و پرت ها زیاد میشه خرید.


پ.ن1: برای نوشته های رمز دارم میخوام کلا یه رمز بزارم که هر دفعه مجبور به رمز دادن نباشم. کسایی که رمز میخوان بگن لطفا . باید هم بشناسمشون . یا اینکه وبلاگ داشته باشن. شرط لازمش هم گفتن شهر محل اقامتتون هست .

پ.ن2: در ساعت خریدن حواستون رو جمع کنین. دو هفته پیش داداشم از همین مغازه ای که ما ساعت خریدیم یه ساعت خرید ( واسه تولدش بود. ما پول دادیم و خودش هم پول گذاشت). میگفت وقتی داخل مغازه بود یه آقایی اومد و یه ساعت تیسوتی رو به مغازه دار نشون داد و ازش خواست که ببینه ساعت اصل هست یا نه. میگفت از یکی از همین واحد های میلاد خریده بود. فروشنده هم یه ساعت اصل خودش رو آورد و کنار ساعت اون بنده خدا گذاشت و تفاوت هایی رو بهش نشون داد که به این راحتی من و شما متوجه نمیشیم . یعنی ساعت اون طرف اصل نبوده. حالا نمیدونم چی شده بوده که طرف شک کرده بوده به اصل نبودن ساعتش اما خوب نامردها میندازن دیگه.

پ.ن3: راستی ساعت هامون دونه ای 550 شد . میدونین چرا من قیمت میدم؟ چون من خودم فضول اساسی ام در دانستن قیمت!! چون اکثر شما هم خانم هستین میخوام این حس لذت بخش فضولی ( یا کنجکاوی! یا اقتصاد دانی! یا همینجوری بگو دیگه رو! ) در همه تون ارضا کنم. خداییش خیلی خوبم نه ؟!
به ساعتم میخوره با لباس عروس بپوشمش؟!

پ.ن3: هوووورا ! اسکار گرفتیم !
کلا حال میکنم با هر چی که ملت جمیعا حال کنن !

پ.ن4:  دلم برای پ.ن نوشتن تنگ شده بود !!

انگلیسی یاد بده نوشت! : معنی اون جمله انگلیسی در متن به فارسی میشه " مثل آب خوردن" . fake هم یعنی غیراصل. واسه تو نگفتم ها ! بهت برنخوره! تو که انگلیسیت فووووووله ! میدونم!


دعا نوشت : خدا انشالا همه مریض های وبلاگ رو شفا عنایت کنند ! به خصوص همون شخصی که ایهام برشون داشته بود که از عالم غیب بهش الهام میرسه و دیده بود که من تصادف کردم!!  مردم آزار وبلاگی ندیده بودیم که دیدیم!

من فقط ناراحتم که دوستام ناراحت شدند .

نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند 1390 ساعت 01:46 ق.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه

نمایش نظرات 1 تا 30