تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - لباس عروس2





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

باز شب اومد و یه عااااااااااالم حرف دنبالش.
حرفایی که صبح دیگه نیستن.
نمیدونم شب راستگوه یا دروغگو ؟ هر چی هست روز برعکسشه !
حرف زدم و حرف زدم ... اما آخرش که شد دیدم حرفام فقط مال خودم بود . از با شما حرف زدن رسیدم به با خودم حرف زدن.. با همسری حرف زدن.
حرفام باری رو از دوشم برداشت. دوباره نخوندمش .. یه بار نوشتمش و چالش کردم . واقعا الان بهترم ها !

پ.ن : ممنون از نظراتتون راجع به لباس عروس های قبلی. چندتا لباس دیگه هم در ادامه مطلب این دفعه میزارم که باز هم امیدوارم نظراتتون رو بشنوم . فعلا غیر از این مدل ها ، مدل دیگه ای به دلم ننشسته . تا ببینم آخرش چی میشه! اما حرفاتون واقعا کمکم میکنه. راستی قد من حدود 160 هست . گفتم که بدونین من هنوز نمیدونم اینایی که گذاشتم اصلا به قد من میخوره یا نه. آخرش بهم بگین از این 6 تا به نظرتون کدوم بهتر بود . تو یه عروسی ببینین کدوم رو میگین وای چه خوب بود !

راستی یه قول هم بهتون میدم . اینکه عکس از عروسیم میزارم حتما براتون. چون مطمئنا قیافه ام اونقدر عوض میشه که بدونم منو ببینین هم نمیشناسینم! البته چند ماه دیگه است .
4)







5)




6)









این عکس هم اشانتیونه ! من عاشق سری فیلم های Twilight هستم و این دفعه هم که ادوارد و بلا با هم ازدواج کردند این لباس بلا بود. اگه من این عکس پایین رو میدیدم هیچ وقت چشمم رو نمیگرفت :




اما توی تن بلا چقدر فرق کرده و قشنگ تره :



نوشته شده در جمعه 7 بهمن 1390 ساعت 02:05 ق.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه