تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - دعوا تمام !





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

امروز تولد مامانم بود.
همسری قبلا پول داده بود بهم که من برم برای مامان کادو بخرم . از پاساژ آسمان ونک یه بلوز مجلسی قشنگ براش خریدم. قرار بود که امروز ببینیم برنامه چی میشه و آیا همسری میتونه برای شب بیاد خونمون یا نه.
تا اینکه جریانات دیشب به وجود اومد...

اصلا نتونستم بخوابم درست حسابی دیشب رو.
فکر کنم هر یه ساعت یه بار بیدار میشدم و موبایلم رو نگاه میکردم که ببینم همسری مسج داده یا نه.
دیشب بعد از اون جریان بابا، بهش مسج دادم و گفتم که این دعواهامون الان به نظرم خیلی کوچیک میاد و معذرت خواستم.
صبح هم باز بهش مسج دادم تااینکه فکر کنم حوالی 8-9 بود که جواب داد .
هنوزم دلگیر...

راستش تجربه ی من تو دعوا نشون میده که کل کل کردن فایده نداره . یعنی فوقش میتونی فقط از اوایل دعوا برای گفتن بعضی چیزایی که هیچ وقت دلت نمیاد بگی استفاده کنی ! بعضی حرفایی که رو دلت مونده بود از سر مهربانی!! و حالا این مهربانی به این تبدیل میشه که اصلا بزار بگم بدونه !
البته این حرفا هیچ وقت بی حرمتی نباید باشه . فقط به نظرم گله گذاری از مسایل و رفتارهای خاص باید باشه .نباید حرفی باشه که بشه بهش حالت کلی داد.
مثلا بگیم اون روز فلان کار رو کردی اصلا خوشم نیومد ( حالا این حرف رو تا همین چند لحظه پیش هیچ وقت دلت نمیومد بهش بگی اما دوست داشتی یه جوری خودش میفهمید!) .اما هیچ وقت نباید گفت دوستت ندارم یا ازت بدم میاد و کاش نبودی و کاش جدا  بشم ازت و... اینا حرفاییه که میمونه رو دل.

منم دیشب حرفی از این مدل ها بهش نزدم . اونم نزد . اما خوب همش میگفت که اگه تو این موارد با هم نمیسازیم هنوزم وقت هست تا عروسی تا تصمیم بگیریم به هم میخوریم یا نه.
این حرفش خیلی برام سنگین بود . هیچ وقت فکر نمیکردم وسط دعوا همچین چیزی بگه.

خلاصه که صبح بازم باهاش حرف میزدم و بازم اون گله و من هم میدیدم اونم ناراحته خیلی و همه حرفاش رو قبول کردم .
بعد از ببخشید و اتمام گله گذاری بهش گفتم برو شهرتون تا آروم شی. گفت وقتی آروم میشم که ببینمت

بهش گفتم شب بیا تولد. گفت شب شاید مجبور بشه بره شهرش و گفتم پس ناهار بیا.
کیکی خرید و اومد و کادو رو به مامان دادیم.
بعد رفتیم رو تخت من تا با لپ تاپ ایمیلش رو چک کنه. وقتی نشستیم کنار هم بغلم کرد و بوسم کرد. راستش خیلی حالم خراب بود از دیشب. به این لمس و بغل و احساس توجهش به شدت نیاز داشتم اما این کارها مثل قرصی بود که لازم بود اما تا اثر کنه باید زمان میگذشت . همسری حدودا یه چهار ساعتی خونمون بود و میشه گفت از اون چهار ساعت شاید دو ساعت بیشترش به این گذشت که اون چهره ی ناراحت من بتونه باز بشه . دست خودم نبود . به روش میخندیدم اما خوب حرفاش که یادم میومد ...

خودش هم میدونست و نازکشی میکرد .  دیگه آخراش باز شاد و شنگول شده بودم. اما بهش گفتم که تا چند وقت به خاطر اون حرفاش نامرده! اونم معذرت خواست و گفت که تا آخر عمر با همیم .

وقتی همسری رفت راحت سه ساعتی خوابیدم ...

پ.ن1 : الان اوضاع ردیفه. اما من بیشتر از الان نگران بعدم . نگران حرفا و قولایی که بهش دادم . حرفایی که حس می کنم نمیتونم بهش عمل کنم و نمیتونستم هم وسط دعوا بگم نمیکنم این کارا رو ! باید آروم میشد .
موقع دعوا نمیشه حرف منطقی زد . باید به ساز طرف رقصید و بعدش موقع آرامش نشست و حرف زد . کاری که منم باید انجام بدم به زودی.

پ.ن2: تو کتاب های روانشناسی نوشته که مردها پیشگو نیستن! پس خانم عزیز.. لطفا هر چی میخوای رو مثل بچه ی آدم به شوهرت بگو . نه اینکه نگی و بعد بگی چرا این آدم نمیفهمه نیاز های من رو!
راستش این حرف رو قبول دارمو خیلی جاها هم به کار بردم. اما بااااابااا جان! هرچیزی یه حدی داره. مرد هم  باید بره اطلاعات خودش رو بالا ببره یا نه ؟ بره یه سرچ اینترنتی بکنه بزنه " زن ها چه کارهایی دوست دارن.. تو هر نوع رابطه ای  حالا احساسی باشه ، عاطفی باشه ، جنسی باشه ". اینطوری خودشون کلی اطلاعات به دست میارن و خانم ها هم کم و کسری هاشو بهشون میگن !
نه اینکه طرف بگه پس خود خانمم هر چی بخواد میاد بهم میگه. یعنی از سر خودش کلا باز کرد ! نه این خبر ها نیست. درخواست کردن هم خودش یه حدی داره. اصلا درخواست کار راحتی نیست که توقع دارن مردها همیشه خانم ها انجام بدن.
تازه همین مرد بعد از یه مدتی همین درخواست ها رو میزاره به پای غرغرو بودن و پرتوقع بودن زن !!
دیگه خودتون نتیجه بگیرین چی بود منظورم.

تشکر نوشت: ممنونم دوستای عزیزم. همین حرفای شماها کلی آرومم میکنه . دیگه زندگیه دیگه! قاطی پاطی میشه گاهی. گفتم که! یه روز خوشبختی ام یه روز بدبختی !



نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن 1390 ساعت 12:46 ق.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه