تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - سیگار





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

امروز ظهر همسری اومد دنبالم و رفتیم خونه . ناهار کباب تابه ای درست کردیم .

حدودای 5 اینا بود که همسری زنگ زد به دوستش . دوستش و دوست دخترش بیرون تازه داشتن ناهار میخوردن! بهشون گفتیم میریم دنبالشون . ایستگاه مترو میرداماد قرار گذاشتیم و رفتیم اونا رو سوار کردیم . یکی دیگه از دوستا رو هم قرار گذاشتیم جای دیگه و سوار کردیم. بعد رفتیم  میلک شیک خوردیم و همه برگشتیم خونه ی همسری.

همسری به یکی دیگه از دوستاش هم زنگ زد و اونم اومد .
حرف زدیم و سربه سر هم گذاشتیم کلی. آقایون که کلا خوراکشون بازی شلم هست . اما چون 4 نفره است من و دوست دختره اعتراض کردیم . قرار شد یه بازی ای کنیم که همه توش هستند . چهار دست ورق داشتیم که همه اش توی اون بازی کاربرد داشت. اسم بازی رو یادم نیست اما دوساعت سرش بودیم تا یه دورش تموم بشه!
خوبی بازی اینه که هیجان الکی میدیم و بد و بیراه های بامزه به هم میندازیم و کلا تخلیه انرژی جوانانه است!

از ما شیش نفر فقط من و همسری سیگاری نبودیم. حالا بقیه همه سیگار میکشن اونم امشب فقط از نوع بهمن!! نمیدونم چه جوری تحمل میکنند دایم کشیدنش رو. یعنی الان که اومدم خونه همه ی لباسام بوی سیگار گرفته. بدم نمیاد که گاهی کس دیگه ای سیگار بکشه. بوش رو دوست دارم تا حدودی. همسری که در جو بازی بود و همه سیگار میکشیدند اجازه گرفت ازم تا اونم یه نخ بکشه. همسری سیگاری نیست ، گاهی اونم در جو دوستانش ممکنه یه نخ بکشه. منم بهش گفتم مسئله ای نیست. کلا با انجام این نوع کارها مخالف نیستم البته اگه عادت همیشگی نباشه و یا کاری از ریشه مشکل دار .

راستش اولین بار بود که داشتم میدیدم سیگار میکشه. خودش بهم گفته بود . اما شنیدن کجا و دیدن کجا. باورتون نمیشه که وقتی سیگار رو روشن کرد و اولین پک رو زد دلم یهو فروریخت. حس کردم حتی لرزم گرفت. نمیدونم چرا . از چی ترسیدم نمیدونم. از چی بدم اومد نمیدونم. راستش شاید از عادت این کار ترسیدم .

دوستاش که کلی اذیتش کردن که تو و سیگار ؟ از کی سیگاری شدی که جلوی خانمت هم میکشی ؟ تازه اجازه هم میگیری! حالا دوستاش که سالهاست با همسری دوستن بهتر از همه میدونن اون چه مدلیه و این حرفا رو برای اذیت کردن من میزدند.

دیگه ساعت 10 شده بود و بعد بازی چایی خوردیم و زدیم بیرون و همسری منو رسوند خونه.

بهش مسج زدم  و گفتم که چه حسی امروز بهم دست داد. گفت خوشحال باش که نمیتونم سیگار رو تحمل کنم. همون رو هم به زور تا آخرش کشیدم.
راستش باید بگم خیلی خوشحالم !

پ.ن1: بعد بازی که داشتیم درباره اش حرف میزدیم دوست دختره بهم میگه با حرفای توی بازی نشون دادی طاقت سختی زندگی رو نداری!
راستش سر بازی اون همش قربون صدقه ی دوست پسرش میرفت اما من نه. من اتفاقا اصلا دوست نداشتم زن شوهرم باشم! دوست داشتم یه بازیکن باشم. کلی هم همه رو اذیت کردم و شیطونی. نمیدونم چرا متوجه نشد که اینا واسه جو دادن به بازی بوده. شایدم حرفش شوخی بود و من متوجه نشدم. حتی با همسری هم کل مینداختم . همسری بهم مسج داد که توی بازی زنم نبودی. دوست دخترم بودی! بهش گفتم دوست داشتی اینو؟ گفت آره. اما به شرطی که دیگران فکر بد نکنن. پرسیدم دیگران چه فکر بدی ممکنه بکنن؟ چیکار بکنم که فکر بد نکنن؟ هواتو داشته باشم؟ قربون صدقه ات برم؟ چی؟
گفت نه. همینطوری خوب بود. فقط زیاد جوگیر نشو تو بازی . بچه ها دنبال سوژه میگردنا! منم گفتم چشم


پ.ن2: موبایل دوست دختره امروز کار نمیکرد. شماره دوست پسره رو از همسری گرفتم و بهش مسج دادم و از هردوشون بابت امشب تشکر کردم و گفتم که حرفای سر بازی رو هم جدی نگیرن.
دیدین وقتی مسج میگیرین تا قبل از باز کردن مسج یه خطش فقط معلومه رو صفحه؟
برام مسج جوابی اومد که قبل از باز کردنش این دو کلمه معلوم بود : سلام عزیزم ...
یهو دلم ریخت.
در عرض چند ثانیه با خودم گفتم چرا بهم عزیزم گفت؟ حتما منظوری نداشته. بیخود دارم فکر میکنم. بی جنبه ام ها! اما اصلا ازون بعید بود. این همه حرف دیگه، چرا این کلمه؟ اون که این مدلی نبود . خوشم نیومد راستش...
مسج رو باز کردم و خوندم .. فقط آخرین کلمه مسج بود که یهو دنیام رو عوض کرد : اسم دوست دختره !
پسره موبایل رو داده بود به دوست دختره و اون جواب داده بود بهم.
خوشحال شدم راستش.خیلی. دوست ندارم هیچی جز یه دوست برای پسرها باشم. دوستای مذکری دارم که بهم عزیزم هم میگن، اما هرکی جای خودش. با اینها دوست ندارم عزیزم مزیزمی بشه حرفامون.همون زهرای خالی رو بیشتر میپسندم.

نوشته شده در شنبه 24 دی 1390 ساعت 11:55 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه