تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - اولین تولد متاهلانه !





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

دیشب حمومی رفتم و بعدش شروع کردم به خوشگلاسیون خودم ! تیپ آبی بنفش زدم . لباس و گل سر بنفش و شلوار جین آبی و دستبند گردنبند و گوشواره آبی . چشمارو با سایه مشکی جدیدی که خریده بودم یه خط مشکی دورش کشیدم و سایه آبی زدم . کلا آرایش تیره خیلی بهم میاد. چون رنگ چشمام قهوه ای روشن هست و وقتی آرایش تیره انجام میدم چشمام برق خاصی پیدا میکنه و حتی خواهرم هم گاهی فکر میکنه لنز رنگی گذاشتم!
دیشب فقط مامان و بابا و خواهرم خونه بودند. خواهری میگفت حالا خوبه که جشن نگرفتیم اینقدر به خودت میرسی!
دوست داشتم برسم به خودم!... همسری حق داره منو زیبا ببینه .. خستگیش در میره 

زنگ در که زده شد، پریدم آیفون رو زدم . جلوی در منتظر موندیم تا همسری برسه طبقه مون. اومد بالا و با دیدن کادوش همه مون جا خوردیم. چقدر این آدم خوش سلیقه است! فکر نمیکردم بده هدیه ها رو اینقدر قشنگ کادو پیچ کنن .
نشستیم و بعد از حرف و چایی ،مامان و خواهری رفتن و کیکم رو آوردن. خونه ی ما کلا با اینکه همیشه همه میدونن چه خبره، اما باز هم مدلش مثلا سورپرایزیه!! یعنی مثلا حق نداری کیک رو زودتر ببینی !
کیک رو آوردن با کادو ها . با لوس بازی و هیجان دادن، کادو ها رو دونه دونه باز کردم .

اول کادو خواهرم که یه لباس ترک بود. لباسه تا پایین باسن میاد و چون حالت گیپور داره با پوشیدن یه سارافون زیرش، خوراک مهمونی رفتنه! بعد عقد هم که مهمونی بازی های جوانانه و غیره زیاد شده، لباس اینچنینی خیلی به کارم میاد.
مامان و بابا یه چک پول 50 ای دادن و یک انگشتر نقره برام خریده بودن. انگشتر رو خیلی دوست داشتم. خیلی وقت بود دوست داشتم همچین انگشتری داشته باشم. برق قشنگی داشت. پول هم که قسمتی از اون پول قلمبه ی دعا نوشت دو تا پست قبلم بود !!
تا رسید نوبت به کادوی همسری... با کلی ناز و اینکه نمیدونم چیه بازش کردم!  کلا استاد این جور فیلم بازی کردنام!!

البته خداییش خودم هم کادوهام رو در حد خرید کردن دیده بودم و برام عادی نبودن. همسری یه آنتی ویروس اصل هم برام گرفته بود و جعبه ی اون و کیف و جعبه ی نت بوک رو داخل کادو قرار داده بود. مامان بابا و خواهری که خیلی خوششون اومد؛ مخصوصا بابا از ظرافت نت بوک و رنگ سفیدش . همه میگفتن چقدر دخترونه است ! منم برای تشکر بوس به قول خواهری آبداری بر گونه ی همسری کاشتم و بعدش عکس انداختیم و کیک خوردیم.

بعد هم که شام جاتون خالی لوبیا پلو و فیله مرغ داشتیم. سپس رفتیم سر نت بوک و آنتی ویروس نصب کردیم و چند تا برنامه های اصلی مثل آفیس اینا رو ریختیم روش. تازه خبر خوش اینه که Angry Birds هم روش اجرا میشه !! والا رو لپ تاپ سیزدهمون که اجرا نشد ! میگن فلفل نبین چه ریزه همینه ها !

خلاصه که همسری کلی جلوی خانواده من رو سربلند کردن . دستش درد نکنه . مرسی گلم . بوس

پ.ن1: همسری پسر شیرینی هست. ازونا که جو رو شاد نگه میداره . ازونا که خنده هاش من خنده ای رو به شدت میخندونه. ازونا که وقتی از شیطونیهای دوران خوابگاهش تعریف میکنه حال میکنم که "زندگی" کرده ! تو مهمونی پریشب دوست دختره بهمون میگفت : با دیدن شما دو تا من به معجزه ایمان آوردم !! راستش اون با همسری خیلی کل کل داره و یه جورایی شاید کلا مدل کسی مثل همسری رو نپسنده و باورش نمیشه که من همسری رو اینقدر دوست داشتم که باهاش ازدواج کردم !

پ.ن2: دیروز صبح خواهرشوهری زنگ زد و تبریک گفت تولدم رو . بعدش برای احوالپرسی به مامان و بابای همسری زنگ زدم که اون موقع مشهد بودند . چیزی راجع به تولدم نگفتن. فهمیدم که نمیدونن. به همسری  مسج دادم که از قول خودش به اونا بگه که امروز تولدمه. چون اگه  فردا پس فردایی بفهمند تولدم بوده و رد شده ،میدونم ناراحت میشن و زنگ میزنن و معذرت خواهی میکنند که اینو دوست ندارم . همسری هم اینکارو کرد و مامان باباش زنگ زدند و گفتن که از همسری شنیدن تولدم بوده و تبریک گفتند

پ.ن3: راستش قبلاها که وبلاگ میخوندم وقتی یه زن و شوهری از رابطه ی خوبشون و از قربون صدقه های به هم و از خصوصیات خوب همدیگه تعریف میکردند ، یه جورایی با خودم میگفتم کاش این آقاهه شوهر من بود ! یعنی میشه منم همچین شوهری داشته باشم ؟ راستش یه چیزی که فهمیدم اینه که هر آدمی تو این عالم یه قسمت داره . قسمت من هیچ وقت نمیتونسته مرد خوب یکی دیگه میبوده باشه. توی زندگی خصوصی اول دو نفر باید با هم "بتونن" کنار بیان که بعد کار بکشه به آرامش و قربون صدقه . اون قسمت کنار اومدن مربوط به خصوصیات خوب و بد فردی دو نفر برای همدیگه است که معمولا هیچ کس ازش چیزی نمینویسه و حتی توی رفت و آمد های معمولی هم معلوم نمیشه.
مثلا شوهرخواهر همسری به نظرم فرد جالبی میاد . خصوصیات خاص خودش رو داره. یه بار همسری روی زمین خوابیده بود و من زوری یه تیکه میوه گذاشتم دهنش. کلا از این زوری کار کردن های شیطونی زیاد انجام میدیم. خواهرشوهری گفت اگه با همسرش این کار رو میکرد اون بلند میشد و قهر میکرد و میرفت !! خوب هیچ وقت همینجوری من نمیتونستم بفهمم این شخص همچین خصوصیتی داره و کلا من با آدمی که سخت باشه تو این مسایل، اصلا آبم تو یه جوب نمیره ( حالا فکر نکنین من چشم به ایشون داشتم ها! نه ... ولی این مسایل باعث میشه هر روز که بگذره بیشتر به دوتایی بودن خودم و همسری ایمان بیارم و این تحلیل فکرام باعث میشه نزارم فکرای الکی در آینده پایه های زندگیم رو بلرزونه. ان شااله )

پ.ن4: خواهرم سه سال از من بزرگتره .یه سال از همسری .( حالا پیدا کنید پرتقال فروش را ! همسری چقدر از من بزرگتره ؟
) اخلاق خاص خودش رو داره ، دیدگاه های خودش. زیاد با هم تفاهم نگرشی نداریم ! اونچه که همسری به من میگه و من به حساب شوخی میزارم ، خواهرم به حساب تیکه انداختن همسری به من میزاره ! البته بیان این نظرش جنبه حمایتی از من رو داره (هنوزم خودم نمیدونم بعضی حرفا رو بهر حمایت بهتره دیگران به زبون بیارن یا نیارن. شاید میگن بزار بگیم که اصلاح بشه این کارشون، نه اینکه ندونن و همینطوری بمونه) راستش بعدا که داشتم فکر میکردم دیدم هنوزم خودم هیچ مساله ای با اون حرفای همسری ندارم . البته یه مورد کوچیکی رو بهتره به همسری تذکر بدم . شاید این تذکر باعث بشه دیگه کسی فکر نکنه همسری داره به من تیکه میندازه و خودم هم اینطوری بیشتر دوست دارم .

ممنون نوشت : امروز وقتی روی تخت کنار هم داشتیم به لپ تاپ ور میرفتیم ، آروم دم گوشم گفتی" کاش امشب پیشم بودی.." باورت نمیشه چه قدر به دلم نشست این حرفت . تازه به این نتیجه هم رسیدم که زحمتای خوشگلاسیون هم بی نتیجه نمونده! کاش مامان میگفت : ای داماد عزیزم ! میدونم خسته ای ! امشب
اینجا بمون! هاها! ازون آرزوهای دست نیافتنی بودا !!
 یه روزایی آرزوم پیشت بودنه تا ازت قدردانی کنم بابت وجود داشتنت که باعث شدی من با خیال راحت واسه یه عمر بهت بگم " بله " .

عکسها در ادامه مطلب

























نوشته شده در یکشنبه 18 دی 1390 ساعت 05:19 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه