تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - همسریه تب دار





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

دیشب همسری تب داشت .میگفت یه آقایی سر کار اونم مریض همش ماچ و بوسه و اینا راه انداخته بود! هر چی همسری گفته بهش نکن گوش نداده. بالاخره هم کار دست همسری داد.  با قرص و سوپ و لی لی به لالاش گذاشتن سعی کردم که حالش رو بهتر کنم. حس خوبی نبود. مریض دیدنش هرچند یه تب معمولی، دلم رو به تب و تاب میاورد. بالاخره هم از هشت دیشب تا نه امروز صبح خوابید . امروز که دیدمش حالش خیلی بهتر شده بود. مامان هم براش سوپ درست کرد که دادم بهش.

پ.ن 1: بالاخره همسری عکسای شمال رو داد بهم  . عکسا خیلی قشنگ شدند . چندتاش رو بعدا میذارم براتون. چون حجمشون بالاست و باید کم بکنم حجمشون رو و  وقتی لپ تاپ خودم رو ندارم کلا دستم به هیچ کاری نمیره. فردا میره شهرشون احتمالا. دلم تنگ میشه . کی میتونه شش ماه دیگه تا عروسی صبر کنه ؟ عجب غلطی کردم ها !

پ.ن2: خواهرشوهرم در شهر خودشون جزو آرایشگرهای تاپ محسوب میشه. ایشالا واسه عروسی هم قراره خودش درستم کنه.واسه نامزدی که خودش درستم کرد و همه راضی بودن. بهم میگه بزار چند تا مدل روت بزنم که ببینیم کدومش بیشتر بهت میاد . این بار هم که اومد بهش گفتم آرایش تیره کن برام . خلاصه نصف صورتم رو کار کرد. اونم در عرض نیم ساعت. همسری که دید ذوق زده شد. عکساش رو به خانواده ام هم نشون دادن خیلی خوششون اومد. میگفتن اگه همینطوری میدیدیم نمیفهمیدیم تویی. شبیه خواننده ها شده بودم! البته خودم هم استعداد داشتم ها ! وای که چی میشه تو لباس عروسی


نوشته شده در یکشنبه 20 آذر 1390 ساعت 05:27 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه