تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - اِس اِس اته !





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

دیروز همسری کلی سر کار بود . اونم روز جمعه ای . اونم روزی که من بدم میاد از تو خونه موندن شدیدا!
دیدم نخیر خبری از همسری نیست و بهتره خودم پاشم برم بیرون !
اما انگار که موشو آتیش زده باشن تا لباسم رو پوشیدم همسری زنگ زد که حاضر شو بیام دنبالت!
نمیدونم چرا حس شیطنت مان گل کرد و به همسری گفتم که با دوستم قرار گذاشتم دارم میرم بیرون. چند بار گفت راست میگی؟! منم گفتم آره!! حالا فکر کنین خوشحال بودم کلی که همسری کارش تموم شده ها !

دیگه طفلی صداش ناراحت بود و یه جورایی هم باور نکرده بود البته ها! دیگه زن و شوهر بعد از چند وقت همدیگه رو میشناسن دیگه! گفتم بهش که بزار به دوستم زنگ میزنم کنسل کنم! اونم میگفت که نه !! خوب با دوستت بیا ! بزار منم یه فیضی ببرم بچه پررو رو نیگا ها!
شب خاله مجازی ام اینا اومده بودن خونه مون. دخترخاله ام طرح پزشکیش رو تازه یه ماهه در یکی از روستاهای جنوبی کشور شروع کرده.مرخصیش بود و اون هم اومده بود. همسری منو گذاشت دم خونه و گفت که لباس ایناش خوب نیست بیاد بالا. اومدم خونه دیدم مامان بزرگ مجازی ام هم اومده. همسری خیلی این مامان بزرگم رو دوست داره . بهش زنگ زدم گفتم ایشون هم اومده. گفت که توی بزرگراهه ولی..... گفت اومدم ! اومد خونه مون و خیلی خوشحالم کرد که برگشت. لباسش هم بد نبودا! بیشتر حوصله نداشت فکرکنم.

پ.ن1: مامانم از بچگی با یکی از همسایه هاشون دوست بوده.این دوستی تا الان ادامه پیداکرده و دیگه فامیل های دو خونواده هم همدیگه رو میشناسن. ایشون مثل خاله منه و مادرشون مثل مادربزرگم البته به صورت مجازی شایدم واقعی تر از هر واقعی ( خاله و مادربزرگ ندارم )

پ.ن2: همسری به دخترخاله گفت برات مرغ و خروس میارن ؟
دختر خاله گفت همون بهتر که چیزی نیارن ! چندروز پیش برامون حلیم نذری آورده بودن. اون شب کلی مریض داشتیم . همه اسهال . بهشون میگفتیم چرا اینطوری شدین ؟ میگفتن حلیم نذری خوردیم !!


پ.ن 3: بووووق بوووووق!
استقلالی ها دمتون گرم ! همسری قرمز بوده. چرا بوده ؟ چون از یکی دو تا دربی قبل شده تراختوری به قول خودش !! دیگه به نفعش نیست خوب!  زنگ زده بود به مامانش پرسید کی برد بازی رو ؟ مامانش هم گفت زهرا خانم ! اصلا فکر نکنین بهش رحم کردم و سر این باخت ننگین تیکه بهش ننداختم !!

پ.ن4: فحش های مردونه رو وقتی همسری به کار میبره کلی میخندم ! البته اونم واسه خنده بعضی وقتا میگه ها  ! یه چند بار خواستم اداش رو در بیارم خندید ولی گفت تو نگو !! دیگه جالب شده که هر وقت موضوعیت یه فحشی پیدا میشه خودم استپ میکنم بهش میگم حالا باید اینجا چی گفت؟!! اونم به خوبی از پس سوال بر میاد !


پ.ن5: کسی تبلت داشته یا دوستی که تبلت داشته باشه و بدونه خوب بوده یا بد ؟ یا نت بوک؟ اینکه میگن زیادداغ میکنه درسته ؟

نوشته شده در شنبه 19 آذر 1390 ساعت 02:49 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه