تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - باغ عروسی





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

امروز دلمان کمی شاد و خندان شده است !
تو اینترنت که دنبال باغ و تالار خوب و پیشنهادشده از طرف دیگر نوعروسان میگشتم یه باغی رو پیدا کردم که خیلی تعریف کرده بودن ( به دلایل امنیتی نمیگم کجا). با همسری امروز رفتیم اون رو ببینیم. مسیرش یکم دوره اما خوش مسیره . به این میشد گفت تقریبا باغ ! با اینکه الان یکم شلخته بود و برگا ریخته بود ولی معلوم بود موقع بهار خیلی قشنگ میشه .
دلم باز شد .
راستش من خیلی دوست دارم توی درخت و دور و  برم سبز عروسی کنم. هرچقدرم که تالار های شیک وجود دارند اما عاشق حس فضای بازم. عاشق باغ و درخت و جنگلم. یعنی میشد میرفتم تو یکی از جنگل های شمال عروسی میکردم .
خوش به حال شمالی ها ! فکر کنم جاهای بکری برای عروسی دارند .
 
صاحب اونجا یه مرد میانسال ترک زبانی بود . دیگه کلی نشست و راجع به باغش صحبت کرد برامون . میگفت که اونجا بیست هزار متره و الان دو قسمت ده هزار تایی از توش دراوردن . میگفت قبلا کارخانه نساجی بوده انگار.
کف قسمتی که میزهای زنانه مردانه رو میچینن هم موزاییک بود. اما موزاییکش سفید بود و با توجه به خوشگلی خود باغ راضی بودم .
اما راستش جدول های دور باغ و میله های پرچین و ایناش رنگ و رو رفته.
به صاحبش گفتم من به این چیزا حساسم. اگه اینها رو رنگ نزنین مجبورمیشم برم تالار بگیرم ( کمی خودمان رو مغموم و ناراحت کردیم و جلو چشم همسری واسه آقاهه یکم لوس شدیم !
)  البته بیخود این همه هنر از خودمان در کردیم چون آقاهه گفت میخوایم رنگ کنیم نگران نباشین! اما از توجه و سلیقه ات خوشم اومد !!

منو غذاهاش ارزون نبود . اما با اون قیمت پر و پیمان بود به نسبت جاهای دیگه. البته من خودم همیشه نظرم اینه که تعداد غذای زیاد به جز حسرت نتیجه ای دیگه بر دل مهمانان نمیزاره!!! خداییش یه غذای خوشمزه با دل سیر خوردن بهتر از 20 نوع غذاست که چشمت همش دنبالش باشه که اینو خوردی اونو نخوردی.
ولی خوب منویی که ما انتخاب کردیم به اندازه متنوع بود .

امکاناتی که ارائه میداد مثل گل آرایی و آتش بازی و حریرگذاری و سفره عقد و ایناش به نسبت ارزون تر از جاهای دیگه بود . ولی چه ارزونی ای ؟؟
میگن تجزیه اش خوبه مرده شور ترکیبش رو ببرن حکایت ماست!
با همین ارزونی و اینا نزدیک یازده میلیون شد هزینه کلش. اونم با حدود فقط 300 نفر آدم !
 البته خداییش فکر کنم تمام امکانات جانبی رو ما گفتیم و همین امکانات رو اگه جای دیگه میخواستیم مطمئنم حداقل یه چهار میلیون دیگه میرفت رو قیمتش.
همسری که راضی بود .میگفت به نظرش خیلی قشنگ میشه .

خود آقاهه سوژه بانمکی بود  ها !
با لهجه ترکی بخوانید : " گوشتمون از مغانه میشناسین که ؟ روغن حیوانی! نباتی نیستا غذا نمیشه دیگه! برنج هاشمی درجه یک.. پاکستانی و هندی نیستا .
دیدین این شوهای ترکی رو ؟ رقص نورایی دارن ها! یه رقص نور داریم میگیریم بترکونه اینجارو !"
البته چون آقاهه ترک بود راجع به غذا فکر کنم راست میگفت. ترک ها خوش غذان .
خلاصه که هنوز قرارداد نبستیم . میخوام جوگیر نشم برم جاهای دیگه رو هم ببینم.

بقیه در ادامه مطلب

پ.ن1: خداییش یازده میلیون اونم واسه یه شب ؟ باور کنین خسیس نیستم اما بعضی از پول دادن ها با اینکه کلی خاطره میشه اما یه جوری زورم میاد . تازه ازون بدتر ! به همسری گفتم که اگه واقعا فامیل های شما میخوان نیان این همه خرج رو واسه کی میخوایم بکنیم ؟ ما که کلا فکر کنم صد تا مهمون بیشتر نداریم.
شیطونه میگه برم یه جای ارزون بگیرم تموم شه بره . اما فکر میکنم حتی اگه چند تا از فامیلاشون هم از شهرشون بیان باید خوششون بیان از این همه طی مسیر. نامزدیمون همینطوری شد. یعنی یه نامزدی گرفتم که دهان خیلی ها رو بستم . بیشترش هم سلیقه بود. شاید یه پست بزارم نامزدیم رو تعریف کنم چیکارا کردیم.ثبت خاطره کنم واسه خودم.

پ.ن2: امروز یه شاگرد داشتم خیلی مرموز بود . خونه شون تو میرداماد بود اما سردر خونه یه علامتی زده شده بود شبیه ترازوی عدالت که نمیدونم چی بود.دختره با اینکه اول دبیرستان بود آرایش کرده و البته قد بلند و خوش سیما بود.پایین گردنش بازی دوز رو کشیده بود ! خیلی باحال بود . ایده داد دستم هر روز یه شکلی رو بدنم بکشم !
خونه شون بزرگ ولی اسباب های قدیمی. اومدم تو خونه یه پیرمرد که شاید بابابزرگش بوده رو دیدم. حس میکنم شاید بچه طلاق باشه . کلا یه چیزیش بود. نمیدونم چی. دو تا هم گربه داشت تو خونه. گفت از خیابون آورده اما واکسن ایناشون رو زده. با کفش رفتم تو خونه. کاری که به شدت خودم بدم میاد.

همسرنوشت1: معمولا شب ها که همسری خوابه براش مسج میدم. دوست داره. عادت کرده راستش. میگه صبح پاشم ببینم مسج ندارم ازت یه چیزی کمه. توی مسجام حرفام رو خیلی راحت تر میزنم. آخه کلا درحین نوشتن خیلی بهتر فکر میکنم.راجع به همون کارای بچه گانه دیروزمون ازش معذرت خواستم اما بهش هم گفتم کار اونم خوب نبوده. بهش گفتم هیچ وقت از خانواده هامون واسه گروکشی از هم استفاده نکنیم. بدم میاد که دلایل بیرونی و آدمای دیگه باعث دلخوری من و تو از هم بشن وقتی که خودمون با هم خوبیم. سعی کنیم کنار بیایم با اخلاقای خانواده های هم. میدونم قبول کرده حرفمو. البته از پنج بار سه بارش هم به این حرفامون عمل کنیم خودش خوبه!

همسرنوشت 2: خوشم میاد با دوستاش میره بیرون. یه پاتوق دارند که میرن اونجا و قلیونی میکشن و حرف میزنن.اگه وقتی اینجاست هر چند روز یه بار نره، بهش غر میزنم.چون به نظرم بده اگه از دوستاش دور بیفته. حس میکنم با اونا که میره بیرون مردتر برمیگرده ! دلخوشتر. آرومتر. تازه اون وقت به لطافت زنانه هم بیشتر محتاج میشه .هر چقدرم دوستای مجردش متلک های متاهلی بهش بپرونن! خیلی از تلفن هاش با دوستاش رو میزاره رو اسپیکر. کلی میخندم از چرت و پرت هایی که به هم میگن.از کل کل های مجردی متاهلیشون.شرمنده! کلی بیتربیت شدم از دست اینا !


کامنت نوشت : دوستی نوشته :

سلام. تازه با وبلاگت آشنا شدم،تقریبا میشه گفت عاشقت شدم! خیلی حس حرفات رو دوست دارم . حرفای سال های پیشت خیلی خیلی زیاد به دردم خورد( ته وبلاگت رو درآوردم!) درست مثل این حس که یه خواهر و دوست بزرگتر که ازم عاقل تره داره راهنماییم میکنه. به خاطر تمام حرفای خوبت ممنونم(ببخشید اگه احساس صمیمیت میکنم!)
همیشه دعات می کنم و امیدوارم اون چیزی رو که دوست داری توی زندگیت به دست بیاری و در کنار همسریت زندگی خوبی داشته باشی.

باز هم بابت همه چیز ممنون. راستی "راز چشمان جذاب من" منو یاد یکی از حرفای دکتر شریعتی انداخت که می گفت: در این زمانه ای که همه دنبال چشمان زیبایند تو به دنبال نگاه زیبا باش..

چشمات رو که ندیدم اما به خاطر این نگاه زیبات بهت تبریک میگم.

چرا خوشحال نشم ازین کامنت؟ هیچ حسی بیشتر ازینکه تونستم غیرمستقیم به کسی کمک کنم خوشحالم نمیکنه. امیدوارم که ازتوی این روزانه نویسی هام بشه چند تا حرف حساب هم درآورد.
ممنونم خانمی.
 

نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر 1390 ساعت 09:59 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه