تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - جون هر کی دوست داری چشمک بزن





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

تورو خدا چشمک بزن !
جون هر کی دوست داری چشمک بزن !
چشمک نزنی میام لهت میکنم ها !
میام میکنمت ( به فتح ک و ن !) از پشت ها !
میام قطعت میکنم ها !

اینها صحبت های من با همسری نیست ! صحبتی دوستانه بین من و یک عدد سیم هست .
همون سیم مهمی که رابط بین شبکه اینترنت و لپ تاپ اینجانبه .
همون سیمی که مثل خیلی چیزهای دیگه تا سالمه اصلا به حساب نمیاد و وقتی خراب میشه میخوای دو دستی بزنی توی سرت .
دیدین سر این سیم ها یک سوکتی داره که میره داخل سوراخ پشت لپ تاپ و یه دفعه یه صدای... تق .... خیلی خوش نوازی از آن در میاد که یعنی بله ! همه چی آرومه !
از اون صداهایی که به سان آروغ برادرزاده ی عزیزم هست و کلی هم قربون صدقه براش میریم !
چون نشون میده همه چی درسته .

حالا چند روزی است که از شنیدن این صدای تق بی نصیب مانده ام .
این سوکت هی لیز میخوره و میاد بیرون و ارتباط اینترنتی رو قطع میکنه.
یه بدبختی که در تعویض این سوکت وجود داره اینه که این سیمی که از سوییچر مرکزی خانه به این لپ تاپ وصله حدودا نصف اتاق رو دور زده .. از پشت کمد و جالباسی و شوفاژ و نهایتا تخت اینجانب عبور کرده تا رسیده به این سوراخ محترم!
برای همین خیلی سخته که بخوام این سیم رو جمع کنم واسه تعویض یه سوکت.. شما بخوانید تنبلی!
البته اگر چاره ای نباشد من تنبل اصلا نیستم . شده بود تا به حال دو سه باری که این کار رو انجام دادم و بردم  این سیم رو به الکتریکی تحویل داده و اونجا سوکت جدیدی سرش نصب کردند. و اگر بدانید میدانید که برای نصب این سوکت یه وسیله ای لازم است که سوکت رو محکم میکنه به سر سیم.
تنبلی من از آنجا آمده است که خواهرم هم این سر سوکتی ها رو رفته خریده و هم آن وسیله را ! ( خواهرم از همه تون بیشتر کامپیوتری هست و برای خودش موجودی است بس جالب!) برای همین من دست به دامن این خواهر مانده ام تا بیاید و این عمل خطیر را انجام دهد.
اما ازآنجا که کلا برای انجام هرگونه درخواستی از خواهری موی مانند دندان سفید میشود من هم اکنون در همان حالت به سر میبرم !
و تاکنون تنها به وسیله یک عااااااااااااالم چسب نواری سعی در ثابت نگه داشتن این چشمک ها کرده ام .
که دیگر مورد افاقه قرار نمیگیرد!

هر چه میکشم از آن اول تا الان از دست چشمک هاست ! حال چه یک مرد مذکر یا یک جنس مذکر!

پ.ن1: ای بابا ! چه غر زدنی است که بر سر من میزنید ؟ از همسری ننویسم از دوست پسرهایم بنویسم ؟!
پ.ن 2: امسال بدترین سال در دوره های سرماخوردگی من بوده است . کلا فقط یک حالت دارم آن هم مریض !


نوشته شده در جمعه 4 آذر 1390 ساعت 04:38 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه