تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - اولین عید بعد عقدم...





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

از همون وسطای مهر که هوا سوز شد فهمیدم امسال از اون زمستون هاست ! البته امروز فهمیدم اشتباه میکردم و امسال از اون پاااااییزاست !
یعنی امروز بیست سانت جلو خونه ما برف نشسته . البته اینجا همیشه از جاهای دیگه برفش بیشتره اما نه دیگه وسط پاییز !!

خدا قسمت کنه با همسری بریم آدم برفی درست کنیم. قراره یکی هم به نیت خواهر شوهر بسازم

عید قربان دیروز اولین عید بعد از عقدم بود . شب قبلش با همسری رفتیم بیرون. دلم قلیون میخواست.  اغلب میریم فرحزاد اما برای تنوع هم که شده به همسری گفتم بریم یه جای جدید که آدرسش رو بلدم. رفتیم به سفره خانه سیاوش. یه محیط سربسته که نیمکت مانندهای پشتی دار با میز داشت. نشستیم و اول غذا قرمه سبزی و کباب نگینی و میرزاقاسمی سفارش دادیم. میرزاقاسمیش خیلی خوشمزه بود ! کلا هم که اون شب من نقش جاروبرقی رو به عهده گرفتم و هر چی همسری کم خورد من جبران کردم !


بعدش هم که قلیون سفارش دادیم که واقعا قلیونش خوب بود. یعنی بعد از فرحزاد من قلیون به این خوبی و سبکی ندیده بودم.
دو ساعتی اونجا بودیم و کلی کنار هم خوش گذروندیم. حرف زدیم و هم رو نگاه کردیم و قربون صدقه هم رفتیم .
صاحب اونجا هم یه آدم شیرازی خیلی خوش مشرب بود و مرتب به همه میزها سر میزد و خوش و بش میکرد .
کلا شب خیلی خوبی بود. روی هم رفته هزینه اش مناسب درومد . یعنی ترکیبش خوب بودا اما تجزیه اش نه ! قلیونش گرون بود و غذاش ارزون! یعنی تک تک برای غذا بیشتر میصرفه اونجا.

دیروز هم برای ظهر همسری به منزلمون اومدند و به من کادوی اولین عیدم رو دادند که یه ربع سکه بود. ناهار خوردیم و چون همسری شب خونه شون مهمون ازشهرستان داشت رفتیم خونه رو جمع و جور کنیم .
پرده ها رو نصب کردیم و چراغ زدیم و افتادیم به جون آشپزخونه! سخت ترین تمیز کردن مال آشپزخونه است .

من همیشه از انجام کارای فنی خوشم میومد . هر وقت بابام میخواست یه وسیله ای رو درست کنه کنار دستش مینشستم و نگاه میکردم. راستش الان فکر میکنم چه کار خوبی کردم چون بوق نیستم و یه جزییاتی رو بلدم که به دردم میخوره. کلا به نظر من کار کردن تا وقتی که مسئله قدرت بدنی توش مطرح نباشه زنونه مردونه نداره و همه باید از هر کاری در حد نیاز بلد باشند. مثلا دیروز فشار لوله ظرفشویی کم بود و به همسری گفتم به خاطر فشارگیر سرشه ( چون قبلا دیده بودم بابا فشارگیر رو از سر لوله مون بیرون آورده بود ) که ما هم همینکارو کردیم و فشار درست شد !

شب هم رفتیم خونه داداشم حموم چله هستی خانم ، برادرزاده خوشملم. البته همه اونجا بودن و ما تقریبا آخر شام رسیدیم. به جای شیرینی هم به تعداد پلمبیر گرفتیم که خوب بود ( منم دیشب فهمیدم پس پلمبیر که میگن اییییینه!!
) .یه چیزی که معلوم نیست بستنیه یا کیک با چگالی بالا که سرد نیست  وتوی یه لیوان پلاستیکی قرار داره.

هستی خانم هر روز تپلی تر و بانمک تر از دیروزش میشه. قربونش برم .

پ.ن 1: دیشب یاد گرفتم که به هیچ مهمونی اگر هم توقع نداشتم که بیاد نگم " ببخشید ما نمیدونستیم شما تشریف میارید" دیشب من و همسری با هم بودیم و مامانم اینا زودتر رفته بودن خونه داداشم . من فکر میکردم مامان میگه بهشون که همسری هم با من هست. با اینکه شام کباب و مرغ داشتند و خوب بود اما زن داداش محض تعارف همچین حرفی رو به همسری زد که یعنی ببخشید اگه چیزی  کم و کسر بود . همسری قبلش همش میگفت که من نمیام چون نمیدونست دعوت هست یا نه. من اصرار کردم . همسری حس کرد نباید میومد و این ناراحتم کرد.

پ.ن2: پریشب قبل از سفره خانه سرراه رفتیم یه مغازه حیوان خانگی فروشی. یه خوکچه های هندی داره اینقدر ناااااز که نگو. اول دلم میخواست بعداها یه همستر بخرم اما الان فهمیدم میخوام ازینا بخرم. چون هم بوی کمتری داره و هم از لحاظ جثه ای بزرگتره و هم عقل نخودیشون بزرگتره و بیشتر صاحبشون رو میشناسن. البته از لحاظ قیمتی اگه همستر ده تومن باشه این صد تومنه اما خوب برای یه بار خریدن میارزه. البته اون رنگی که من خیلی خوشم اومد سفید خاکستریش بود که امیدوارم بعدا بتونم به همون نازی بگیرم.

                                 
تو مغازه چند تا بچه گربه ی ایرانی داشت که موقعی که تو هم میلولیدند و میخوابیدند مثل پادری میشدند و اصلا نمیفهمیدی چندتان !

پ.ن3: وام رو گرفتم . دو و نیم تا ! تازه چهل هزار تومن هم کارمزد برداشتن از روش ! بالاخره این سه تومنی اش نصیب من نشد . البته فرقی هم نداره ها . اما نمیدونم چرا تواین مملکت اول یه مسئله رو تصویب نمیکنن بعد تبلیغ . اول تبلیغ میکنند دوسال بعد تصویب!

نوشته شده در سه شنبه 17 آبان 1390 ساعت 12:54 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه