تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - قیر هست... قیف نیست





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

از مهمون بازی و مهمونی دادن و دور هم جمع شدن همیشه خوشم میومده . شاید یه دلیلش اینه که خودمون زیاد نداشتیم . همون چند تا فامیلی هم داریم همه اون لنگه دنیان . برای همین هر چند ماه یه بار هم که یک برنامه ای جور میشد میگفتم آخ جون !

همیشه ته دلم میخواستم از خدا که همسرم فامیلاشون زیاد باشه . البته فامیل های خوب.
همین طور هم شد ....

اما همیشه یه چیزی لنگه .

یه روز قیر هست قیف نیست . یه روز قیف هست قیر نیست .یه روز قیر و قیف هست کبریت نیست ...

من هم الان همسر هست ، فامیل همسر هم هست ، مهمونی روز جمعه شون هم بابت عوض شدن خونه پسرداییش هم هست ، اما...

من اینورم اونا 700 کیلومتر اون طرفتر !




نوشته شده در جمعه 6 آبان 1390 ساعت 05:26 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه