تبلیغات
صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ - همه چی آرومه ...





























صدایم کن ( ماجراهای دوران عقد )ـ

دلت رو خالی کن از هر آنچه که زیبایی دنیا رو ازت گرفته

من نمیتونم حد متوسط یکی رو دوست داشته باشم .
یا خیلی زیاد دوستش دارم یا زیاد دوستش ندارم .
البته منظورم از این یکی کسی هست که قراره یه عمر مونس و همدم هم باشیم. همسری رو هم همینطور .
دیشب با هم حرف زدیم و تا تونست دلم رو بدست آورد . من هم همین حرف رو بهش زدم و گفتم که نزاره کمتر از حدی که لیاقتشه بهش ابزار محبت کنم .
همه چی آرومه... باز هم دستم میره به اینکه گوشی موبایلم رو بردارم و هر ساعت قربان صدقه اش برم .

پ.ن1 : استاد سه تارم دیشب رفت استرالیا  . با گروه سالارعقیلی واسه اجرای برنامه. یه ماهی نیست و یکی از شاگردای قدیمش میاد جاش. دیروز بعد یه ماهی رفتم کلاس و شیرینی بردم و چند تا عکسم رو بردم و نشون استاد و خانم مدیراونجا و شوهرش که خودش استادگیتاره دادم . کلا من زود با همه دوست میشم .  همه گفتن خوشگل شده عکسا و استاد خودمم شوخی میکرد که یکی دیگه رفته جات عکس انداخته!! منظورش تعریف بودها.


پ.ن2: دارم یه لیست جمع میکنم از اسباب جهیزیه که کم کم برم سراغش و بخرم . خدا به داد برسه . کلیاتش خوبه ها جزییاتش داغون کننده است !


پ.ن3 : شاید کم کم رفتم از اینجا... نمیدونم هنوز .

نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390 ساعت 01:59 ب.ظ توسط زهرا نظرات |

اخرین مطالب
سال نو مبارک
یه عالم خرید!
برگشت نوشت!
آینه شمعدان و ... (عکسدار)
جمع دوستانه و کت شلوار
سفرنامه و سرویس طلا (عکسدار)
سلامی با یه لبخند گنده D: (عکسدار)
سفر
اولین ولنتاین متاهلانه (عکسدار)
شبانه ای از جنس ولنتاین ...
پاورپوینت میانکاله !
شبانه...
کلیات سفر میانکاله
خرید کیسه خواب
آتلیه